![]() |
![]() |
|
|
سلام دوستان عزیز و گلم دوباره تصمیم گرفتم این وبلاگ رو راه بندازم و تا جایی که میتونم قول میدم وبلاگ رو تعطیل نکنم خواهشا به من هر از چند گاهی سر بزنید و نظرتونو بگید با تشکر : وهاب سید چورته |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم مهر 1388ساعت 8:19 توسط پسرک زخم دیده ای به نام وهاب |
|
|
مینويسم از تو
شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه ي گل هاي نيلوفر صدا كردم تمام شب براي باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس تو را از بين گل هايي كه در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردم پس ازِ يك و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي دلم حيران و سرگردان چشماني ست رويايي و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم تو را در دشتي از تنهايي وحسرت رها كردم همين بود آخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشمهايم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم نمي دانم چرا رفتي؟ نمي دانم چرا ، شايد خطا كردم و تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشي نمي دانم كجا ، تا كي ، براي چه ، ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد نمي دانم چرا ؟ شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 7:27 توسط پسرک زخم دیده ای به نام وهاب |
|
|
هرگز نگو "دوستت دارم " ! : اگر حقیقتا به آن اهمیت نمی دهی... . درباره ی "احساسات " سخن نگو : اگر واقعا وجود ندارد... . هرگز "دستی را نگیر" ! : وقتی قصد شکستن قلبش را داری... . هرگز نگو "برای همیشه " ! : وقتی می دانی جدا می شوی... . هرگز "به چشمانی نگاه نکن " ! : وقتی قصد دروغ گفتن داری... . هرگز "سلامی نده" ! : وقتی می دانی خداحافظی در پیش است... "قلبی را قفل نکن " ! : وقتی کلیدش را نداری... . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 8:27 توسط پسرک زخم دیده ای به نام وهاب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
آنکه در تنها ترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت کاش در تنها ترین تنهاییش تنها کسش تنهای تنهایش نگذارد
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 |
|
RSS
|